قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
414
تاريخ الفي ( فارسى )
بدر جدّ و خال من و عمّ مادر مرا كشته باشند زينهار كه طريق متابعت و مطاوعت ايشان پيش نگيرى كه مرگ آسانتر از سرزنش زنان است كه به بىغيرتى نسبت ما مىكرده باشند . » و بعد از آن معاويه با مصطفى ، صلّى اللّه عليه و آله ، عداوت بيشتر گرفت و با وصىّ او ، عليه السّلام ، جنگ كرد و زياد حرامزاده را به پدر خود ملحق گردانيد « 1 » و [ بر خلاف ] حديث پيغمبر ، صلّى اللّه عليه و آله ، « ألولد للفراش و للعاهر الحجر » يعنى : فرزند ملحق به صاحب فراش است و زانى را سنگسار بگردانيد ، ولد را به زانى ملحق ساخت . بدان كه علما را در معنى اين حديث اختلاف است . اكثر بر آنند كه معنى اين است كه فرزند آن صاحب فراش است و زانى را نااميدى . و لفظ حجر در عرف عرب كنايه از نااميدى است . و بعضى برآنند كه مراد از اين حجر رجم ، يعنى سنگسار كردن ، است . و آن ضعيف است . زيرا كه زانى را در شرع رجم نمىكنند بلكه رجم مخصوص به زانى محصنه است . و نيز به اتّفاق ائمّهء اربعه كه عبارت از امام اعظم ، « 2 » امام شافعى ، مالك ، و حنبل است ، رضوان اللّه عليهم ، زن به مجرّد عقد صحيح شرعى فراش مرد مىشود ؛ به اين معنى كه هرگاه زنى بعد از وقوع عقد صحيح شرعى در اقّل مدت وضع حمل كه شش ماه است فرزندى بيارد اين فرزند ملحق به آن عاقد است ، خواه آن مرد به آن زن معقود دخول كرده باشد خواه نكرده باشد . غايتش امام شافعى و مالك و حنبل ، با عقد صحيح شرعى ، امكان وطى [ را ] نيز شرط مىكنند ؛ به اين طريق كه مىبايد كه اين زن و مرد بعد از وقوع عقد صحيح به نوعى باشند كه عقلا وطى آن ممكن باشد . امّا نزد امام اعظم امكان وطى شرط نيست بلكه به مجرّد عقد فراش متحقّق است . و فايدهء اختلاف در اين صورت ظاهر مىشود [ كه ] مثلا شخصى كه در مشرق است و براى او ولّى او زنى گيرد و آن زن در مغرب باشد و هيچكدام از امكان خود مفارقت نكرده و يكديگر را نديده [ باشند ] ، اگر اين زن بعد از وقوع اين عقد در مدّت شش ماه يا زياده از آن فرزندى بيارد نزد امام اعظم به مقتضاى اين حديث كه « ألولد للفراش » اين فرزند آن مرد است ؛ چراكه ، اين زن به مجرّد عقدى كه در مشرق واقع شده فراش آن مرد شده ، و فرزند ملحق به فراش است . امّا پيش ائمّهء ثلاثه اين فرزند ملحق به آن شخص نيست و ميراث او نمىبرد ، چرا كه اگرچه عقد صحيح شده امّا بهواسطهء بعد مسافت ممكن الوطى نبوده ، پس
--> ( 1 ) . در مورد مسئلهء استلحاق زياد بن ابيه به ابى سفيان از طرف معاويه - زرياب خويى ، سيرهء رسول اللّه ، ج 1 ، ص 23 و 74 . ( 2 ) . امام اعظم ، ابو حنيفه نعمان بن ثابت ، از ائمه چهارگانهء اهل سنّت است . - و .